زندگينامه و شرح حال زيگموند فرويد - 2
* زيگموند فرويد، در سال 1885 ميلادي، پس از گذراندن امتحانات كتبي و شفاهي و ايراد يك سخنراني، به كار تدريس در دانشگاه وين مشغول شد و در اين هنگام 29 ساله بود.
* فرويد، كمي پس از آغاز تدريس در دانشگاه وين، براي تكميل تحصيلات به مدت چهار ماه و نيم بورس گرفت و به خرج دانشگاه به فرانسه و نزد شاركو، يكي از عصبشناسان نامي قرن نوزدهم، رفت و در آزمايشگاه سالپتريه پاريس مشغول تحقيق و تجربه شد.
* فرويد با ترجمه درس شاركو به آلماني، توجه او را به خود جلب كرد.
* فرويد در آزمايشگاه سالپتريه، زير نظر شاركو مطالعاتي در زمينه هيستري انجام داد و به اين نتيجه رسيد كه بايد فلج ارگانيك را از فلج فونكسيونل متمايز دانست.
* شاركو، استاد فرويد، علت فلج هيستريك را غده پوياي نامريي ميدانست كه فرويد آن را نپذيرفت و مدت ده سال از عمر خود را صرف مطالعات عصبشناشي و يافتن معناي اين غده پوياي و غير قابلرويت كرد.
* شاركو، استاد فرويد، براي درمان فلج هيستريك، بيماران را خواب ميكرد و با تلقين، آنها را مداوا ميكرد.
* فرويد در سال 1886 ميلادي، پس از ازدواج و بازگشت از پاريس با عنوان متخصص امراض عصبي كارش را شروع كرد.
* فرويد تا سال 1888 ميلادي، بيماران را در مطب خويش ميپذيرفت و با دارو به درمان آنها ميپرداخت اما او از اين شيوه درمان بسيار در رنج بود و فكر ميكرد كه عوامل ناشناختهاي در ايجاد بيماري موثر است.
* فرويد با مطالعه كتابي به نام تلقين و كاربرد درماني آن، نوشته هيپوليت برنهايم، به تأثير خواب مصنوعي و تلقين در درمان بيماريهاي رواني اعتقاد پيدا كرد و سپس از اين شيوه درماني سود جست اثرات بسيار مثبت آن را در درمان ديد.
* فرويد پس از استفاده مقدماتي از هيپنوتيزم، متوجه نارساييهايي در اين شيوه شد، لذا در سال 1889 ميلادي مجددا به فرانسه رفت و در محضر علماي نانسي به كسب تجربيات جديد در زمينه تلقين و خواب كردن پرداخت.
* علماي نانسي، برخلاف پزشكان وين و پاريس، به علل ارگانيك توجهي نداشتند و تلقين و خواب كردن را مهمترين عامل در درمان ميدانستند. اما شيوه خواب و تلقين باز هم فرويد را راضي نكرد و هيچوقت او را در كشف غده پويايي كه شاركو از آن سخن رانده بود، ياري نداد.
* فرويد پس از بازگشت از نانسي در سال 1981 به كار ژوزف بروئر توجه نشان داد و با دكتر بروئر به بحث و گفتگو پرداخت.
* دكتر ژوزف بروئر، براي درمان بيماران از شيوه هيپنوتيزم و نيز پالايش رواني استفاده ميكرد. به اين معني كه بيمار را به خواب عميق مصنوعي فرو مي برد و از او ميخواست كه آنچه را كه در ذهن دارد بيان كند.
* به عقيده دكتر ژوزف بروئر، علايم بيماري، جانشين انگيزههاي سركوب شده بودند كه چنانچه اين انگيزههاي سركوب شده و عواطف وابسته به آنها آزادانه بيان ميشدند، بيمار بهبودي خود را به دست ميآورد. در اينجا بود كه فرويد به اين نتيجه رسيد كه همان غده پويايي را يافته است كه شاركو از آن ياد كرده بود.
* به نظر فرويد، سركوب كردن يك انگيزه نيرومند به صدمه روحي منجر ميشود و علايم فيزيكي جانشين انگيزه سركوب شده ميشوند.
* فرويد و دكتر ژوزف بروئر در سالهاي 1893 و 1895 ميلادي، نتايج مطالعات خود را ز مينه هيستري در كتابي با عنوان مطالعاتي در زمينه هيستري انتشار دادند.
* شيوه پالايش رواني و عقايد زيربنايي آن كه پايه اساسي نظريه كامل روانكاوي به حساب آمد، بعدا توسط فرويد تدوين شد و توسعه يافت. بعدها فرويد در تدوين نظريه روانكاوي خويش از روش پالايش رواني كناره گرفت و براي درمان، روش تداعي آزاد خاطرات را به كار گرفت.
* فرويد در سال 1908، اولين انجمن بينالمللي روانكاوان را تأسيس كرد.
* فرويد در سال 1909 به دعوت استانلي هال و به مناسبت بيستمين سال تأسيس دانشگاه كلارك، به اتفاق كارل گوستاو يونگ، كه يكي از شاگردان باهوش او بود، رهسپار امريكا شد تا سخنرانيهاي مبسوطي درباره روانكاوي ايراد كند.
* در 1928 فرويد به بستر بيماري افتاد. در اين زمان بود كه نازيها به اطريش حمله بردند و خانه او را تاراج كردند و كتابهايش را نيز سوزاندند. در نتيجه اين پيشامد، فرويد و عدهاي از همكارانش به اتفاق دخترش آنا به لندن مهاجرت كردند.
* فرويد در 22 سپتامبر 1939 ميلادي و در سن 83 سالگي بر اثر بيماري قلبي در گذشت و سه فرزند پسر و سه دختر از خود باقي گذاشت.
* فرويد شخصيت علمي نادري بود كه جهانبيني خاصي ارائه داد و امروزه زمينه روانشناسي او با عنوان روانشناسي نيروي اول، كاربرد علمي زيادي دارد.
* در شخصيت فرويد صفات برازندهاي وجود داشت. در سرتاسر زندگي خود از درستي و پرهيزگاري علمي خاصي برخوردار بود. منافع اجتماعي را فداي منافع مادي و شخصي نميكرد. عفت قلم داشت و با مخالفان خود مدارا ميكرد. خودخواهي و فضلفروشي نداشت و به هيچوجه مدعي طرح و روش كاملي نبود. همواره پا بهپاي كارهاي علمي، در رسيدگي به امور خانوادگي نيز موفق بود. شوهري مهربان و پدري بسيار خوب براي شش فرزندش بود.
* زندگي فرويد، نيم قرن مبارزه و تجسس علمي بود و در دنيايي كه زير سلطه تعصبات و نارساييهاي علمي فراوان قرار داشت، توانست پرچمدار نهضت روانكاوي باشد و با نوشتن كتابهاي فراوان سهم عمدهاي در دانش بشري كسب كند.
* فرويد همواره در تجديدنظر در عقايد قبلياش كوشا بود و سعي داشت كه هميشه به اصلاح و تكامل عقايد قبلي خود بپردازد. به عنوان مثال در 1920 و در شصت و چهار سالگي، به تغيير چند نظريه اصلي خود اقدام كرد. از آن جمله، نظريه انگيزش را لغو كرد، نظريه اضطراب را كاملا دگرگون كرد و از شخصيت تعريف جديدي بر پايهي نهاد، خود و فراخود ارائه داد.