تاريخچه تحول فكر زيگموند فرويد
* فرويد در دو نوبت، يك بار در سال 1885 و بار ديگر در سال 1907، يادداشتها و خاطرات اوليه خود را سوزاند. به احتمال قوي او اين كار را عمدا براي مخفي نگهداشتن اصل و منشأ عقايدش انجام داده است.
* بگذاريد زندگينامهنويسها دچار سرگيجه شوند، اما كار را برايشان آسان نخواهم كرد. بگذاريد هريك از آنها در تصور خويش نسبت به روند رشد و تكامل يك قهرمان، گمان كند كه حق با اوست. حتي همين حالا من از فكر اينكه آنها چگونه سرگردان خواهند شد، لذت ميبرم. زيگموند فرويد
* يكي از گفتههاي حكميانه فلاسفه يونان و رم قديم، شعار خود را بشناس بود. اين مفهوم يكي از مفاهيم زيربنايي روانكاوي است و فرويد توانست از ديدگاه خود، تا آنجا كه ميتوانست، به آن جامه عمل بپوشاند.
* عوامل مؤثر بر گسترش روانكاوي چيست؟ 1. چارلز داروين و گسترش علم زيستشناسي 2. روانشناسي تداعي يا همان پيوستگي تصورات 3. توسعه علم عصبشناسي 4. روانپزشكي قرن نوزدهم 5. تأثير علم فيزيك.
* فرويد، تحت تأثير افكار داروين، فرضيههاي روانكاوي بسياري نظير رشد و تكامل انسان، جريان تغيير و مفاهيم تثبيت و بازگشت را تكوين كرد.
* فرويد با استفاده از روش تداعي آزاد توانست اطلاعات زيادي در زمينه علل اساسي رفتارهاي نابهنجار كسب كند.
* در ميان پيشگامان بزرگ علم عصبشناسي، ميتوان از شاركو ي فرانسوي نام برد كه يكي از بزرگترين معلمان فرويد بوده است.
* قدما بيماران رواني را با نظر تحقير و اهانت مينگريستند و آنها را افرادي جنزده و ديوانه ميخواندند. مردم عادي با اين بيماران به خشونت رفتار ميكردند و آنها را افرادي از جنس شياطين محسوب ميداشتند. گاهي آنها را در بند ميكردند و آنقدر ميزدند تا به خيال خود، ارواح خبيث و شيطاني از تن آنها به در شود.
* بررسي حالات بيماران رواني تقريبا از اواخر قرن هيجدهم شروع شد.
* فردي به نام مسمر، از اهالي اطريش، ادعا ميكرد كه ميتوان با سياله مرموز قابل انتقالي، بيماريهاي رواني را مداوا كرد. مسمر ابتدا وجود اين نيرو را در آهنرباي معدني ميدانست و در آغاز كار با بستن آهنرباهاي زيادي به بدن بيماران سعي ميكرد آنها را مداوا كند. به مرور مسمر متوجه شد كه نيروي درمانكننده در آهنربا نيست، بلكه در خود او قرار دارد. لذا در درمانهاي بعدي، ديگر از آهنربا استفاده نميكرد، بلكه دست خودش را بر محل درد قرار ميداد و بيمار را معالجه ميكرد. در اين زمان مسمر بهبود را نتيجه تأثير نيروي مغناطيس حيواني ميدانست.
* مسمر، اولين رواندرمانگر تاريخ شناخته شده است و شيوه او را مسمريسم يا مانيهتيسم نيز ميگويند.
* به دنبال فعاليتهاي مسمر، كارهاي پينل كه پدر روانشناسي افراد نابهنجار و روانپزشكي به حساب ميآيد، در سال 1792 ميلادي شروع شد و با موفقيت چشمگيري ادامه پيدا كرد.
* دانشمند فرانسوي به نام ايتار، كه پيرو روانشناسي پيوستگي تصورات بود، شخصيت را متأثر از عوامل محيط خارج دانست و معتقد بود كه از طريق تعليم و تربيت ميتوان آن را تغيير داد. شيوه او موفقيتهايي نيز در پي داشت.
* در اوايل قرن نوزدهم، در لواي مخالفتهايي كه با مسمريسم ميشد، نهضت جديدي براي مداواي بيماران پا گرفت؛ اين نهضت جديد، هيپنوتيسم نام گرفت و اولين بار توسط جيمز بريد مورد استفاده قرار گرفت.
* گرچه سالها از هيپنوتيسم در درمان بيماران رواني استفاده ميشد، ولي فرويد دريافت كه اين روش اثري ناپايدار دارد. او معتقد بود كه از اين راه نميتوان به منشاء بيماري پي برد. فرويد افكار نوتر و پيشرفتهتري را جانشين اين تفكرات كرد و رنگ علميتري به آنها بخشيد.
* با كشف روانشناسي پويا، فرويد از فيزيولوژي و نورولوژي كناره گرفت و به پژوهشهاي صرفا رواني پرداخت.
* روانشناسي ديناميك يا پويا علمي است كه درباره تغيير شكلها و مبادلات انرژي در شخصيت بحث ميكند.
* در كتاب كرسيني، تكامل انديشههاي فرويد، تقريبا به چهار دوره تقسيم شده است: 1. تجسس نوروزها، يعني از آغاز كار او تا چاپ تحقيقاتش در زمينه هيستري 2. دوره خودكاوي، يعني از 1895 تا 1889 ميلادي 3. دوره ارائه اولين سيستم روانشناسي تحليلي، يعني روانشناسي نهاد. 4. دوره روانشناسي خود، يعني از 1914 تا هنگام مرگ در سال 1939 ميلادي.