اصول روان سنجي و روان آزمايي 1
* آزمونهاي رواني و تربيتي عمدتا براي ارزشيابي تفاوتهاي فردي در فرايند تصميم گيري به كار مي روند.
* آزمونها تفاوت هاي فردي افراد را از نظر استعدادها و خصايص شخصيتي اندازه گيري مي كنند.
* در كاربرد آزمونها اين فرضيه پذيرفته شده است كه تفاوت عملكرد افراد در آزمونها را مي توان به تفاوتهاي واقعي آنان در استعدادها و خصايص شخصيتي نسبت داد.
* افلاطون و ارسطو در آثار خود از تفاوتهاي فردي بين افراد و گروه ها سخن گفته اند.
* فرانسيس گالتون يكي از نخستين كساني است كه به مطالعه و اندازه گيري تفاوت هاي فردي پرداخت.
* گالتون عقيده داشت كه بين توانايي ذهني (هوش) و تميز حسي رابطه وجود دارد و هر چه ميزان هوش بالاتر باشد، سطح تميز حسي نيز بالاتر است.
* خدمت مهم گالتون ابداع روشهاي آماري براي كمي ساختن نتايج حاصل از اجراي آزمونها براي مطالعه تفاوتهاي فردي و تجزيه و تحليل اين نتايج بود.
* روشهاي آماري مورد مطالعه فرانسيس گالتون بعدها توسط كارل پيرسون توسعه پيدا كرد.
* چه كسي براي نخستين بار اصطلاح «آزمون رواني» را به كار برد؟ جيمز مك كين كتل در سال 1980.
* در 1904، بينه و يك روانپزشك به نام تئودور سيمون نخستين آزمون هوشي را در فرانسه ساختند.
* يك روانشناسي امريكايي به نام لوييس ترمن، آزمون بينه را به انگليسي ترجمه و به كمك دانشگاه استنفورد كاليفرنيا در مورد كودكان آمريكايي ميزان كردن و آن را آزمون استنفورد – بينه ناميد.
* لوييس ترمن اصطلاح هوشبهر (آي.كيو) را در آزمون استنفورد - بينه به كار بست كه به صورت خارج قسمت سن عقلي بر سن تقويمي تعريف شده و براي حذف ارقام اعشاري در عدد صد ضرب مي شد.
* كدام آزمون براي سنجش افرادي كه در جنگ جهاني اول وارد ارتش امريكا مي شدند، مورد استفاده قرار گرفت؟ آزمون ارتشي آلفا و بتا.
* آرتور اُتيس در تدوين آزمون هاي ارتشي آلفا و بتا، براي نخستين بار پرسش هاي چند گزينه اي را به كار بست.
* آزمون آلفا يك آزمون كلامي براي افراد باسواد و آزمون بتا يك آزمون از راه عمل و پانتوميم بود.
* چرا بسياري از شركتهاي تجاري و سازمانهاي صنعتي در سالهاي مياني دهه 1920 استفاده از آزمون هاي رواني را كنار گذاشتند؟ زيرا به سبب شتابزدگي در تدوين آزمونها، بسياري از آزمونهاي نامتعبر تهيه و منتشر شد كه نتايج حاصل از اجراي آنها مأيوس كننده بود.
* از نظر كرنباخ كليه روشهايي كه در سنجش و ارزشيابي ويژگي هاي آدمي به كار مي روند بر دو فلسفه مهم استوارند: نظريه روان سنجي و نظريه طرح و هيأت كلي.
* روش روانسنجي، جنبه هاي معيني از خصايص را بر اساس مقادير كمي و عددي برآورد مي كند.
* نظريه روانسنجي، بر عقيده ثرندايك مبتني است كه مي گويد: اگر چيزي وجود داشته باشد داراي كميت است و آنچه كه داراي كميت است قابل اندازه گيري است.
* روش طرح و هيأت كلي، در پي آن است كه تصويري جامع و توصيف كننده از ويژگي هاي آدمي به دست آورد.
* تفاوت عمده نظريه روانسنجي و نظريه طرح و هيأت كلي در چيست؟ 1. مشخص بودن اقداماتي كه بايد انجام گيرد 2. كنترل واكنش ها و پاسخ ها 3. ثبت داده هاي اساسي 4. نمره گذاري 5. تعبير و تفسير نتايج.
* آزمون وسيله اي است عيني و استاندارد شده كه براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار يا خصايص آدمي به كار مي رود.
* مراد از اصطلاح عيني بودن در تعريف آزمون آن است كه روش اجرا و تعبير و تفسير آزمون بر اساس قواعدي معين و مشخص صورت مي گيرد و قضاوت و نظر شخصي در آنها بي تأثير است.
* اصطلاح استاندارد شده در تعريف آزمون بدين معناست كه آزمون قبلا در مورد گروه نمونه اي از افراد مورد نظر در بوته آزمايش گذاشته شده و نتايج پژوهش هاي مربوط به آن از راه روشهاي آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و روايي و اعتبار آن تعيين شده است.
* معرف بودن محتواي آزمون و قدرت تشخيص و پيش بيني آن بسته به دقت پرسشهاي آزمون و نسبت آن با نمونه هاي واقعي رفتار مورد نظر دارد.
* مواد آزمونها بايد با رفتارهاي مورد پيش بيني مشابهت داشته باشد.
* يكي از متغيرهاي بسيار مؤثر در نتايج آزمونهاي اجرا شده، عامل فرهنگي است.
* طبقه بندي آزمونها به اين شرح است: ا. استاندارد شده در برابر معلم ساخته 2. گروهي در برابر فردي 3. سرعت در برابر قدرت 4. عملي در برابر كاغذ و مدادي (كتبي) 5. عيني در برابر ذهني 6. ملاك مرجع در برابر گروه مرجع 7. وابسته به فرهنگ در برابر نابسته به فرهنگ 8. كلامي در برابر غير كلامي.
* آزمونهاي استاندارد شده، دستورالعمل خاص و شيوه يكسان دارند، در حاليكه آزمونهاي معلم ساخته براي ارزشيابي غير رسمي از آموخته ها و فاقد هنجار محاسبه شده هستند.
* آزمون فردي آزموني است كه توسط يك اجرا كنندة تعليم ديده، هربار در مورد يك آزمودني اجرا مي شود.
* آزمون وكسلر، استنفورد – بينه، رُرشاخ و آزمون اندريافت موضوع از جمله آزمونهاي فردي و آزمون ريون يك آزمون گروهي است.
* آزمون سرعت آزموني است كه آزمودني بايد در زماني محدود و معين، هر اندازه كه مي تواند به سوال هاي آن پاسخ بدهد.
* آزمون قدرت آزموني است كه در آن آزمودني بايد در زمان غير محدود يا در زمان نسبتا زياد، وسعت دانش و ميزان درك و فهم و مهارت خود را در پاسخ دادن به پرسشها نشان دهد.
* در كدام دسته از آزمونها سطح دشواري همه سوالها تقريبا يكسان است؟ آزمون سرعت.
* سوالهاي آزمون قدرت، برخلاف آزمون سرعت از آسان به مشكل تنظيم مي شود.
* فراخناي حافظه براي يادآوري اعداد يك رقمي پس از يك بار شنيدن آنها، نمونه اي از آزمون مستقل از فرهنگ به شمار مي رود.
* آزمونهاي استعداد به منظور اندازه گيري قابليت و توانايي بالقوه آدمي در جهت پيشرفت آينده در زمينة معيني تهيه مي شوند.
* وجه تمايز اين دو نوع آزمون در مرحله نخست از نقطه نظر هدفهاي آنهاست تا محتوا ؟ آزمون استعداد و آزمون اندازه گيري پيشرفت تحصيلي.
* از يك نظر همه انواع آزمونها از آنجا كه آموخته هاي گذشته را اندازه گيري مي كنند، در حقيقت آزمونهاي پيشرفت به شمار مي روند.