پایگاه تخصصی مشاوره ايران

برجسته سازي نكات كليدي و كاربردي در زمينه روانشناسي و علوم تربيتي

اصول روان سنجي و روان آزمايي 1

*        آزمونهاي رواني و تربيتي عمدتا براي ارزشيابي تفاوتهاي فردي در فرايند تصميم گيري به كار مي روند.

*        آزمونها تفاوت هاي فردي افراد را از نظر استعدادها و خصايص شخصيتي اندازه گيري مي كنند.

*        در كاربرد آزمونها اين فرضيه پذيرفته شده است كه تفاوت عملكرد افراد در آزمونها را مي توان به تفاوتهاي واقعي آنان در استعدادها و خصايص شخصيتي نسبت داد.

*        افلاطون و ارسطو در آثار خود از تفاوتهاي فردي بين افراد و گروه ها سخن گفته اند.

*        فرانسيس گالتون يكي از نخستين كساني است كه به مطالعه و اندازه گيري تفاوت هاي فردي پرداخت.

*        گالتون عقيده داشت كه بين توانايي ذهني (هوش) و تميز حسي رابطه وجود دارد و هر چه ميزان هوش بالاتر باشد، سطح تميز حسي نيز بالاتر است.

*        خدمت مهم گالتون ابداع روشهاي آماري براي كمي ساختن نتايج حاصل از اجراي آزمونها براي مطالعه تفاوتهاي فردي و تجزيه و تحليل اين نتايج بود.

*        روشهاي آماري مورد مطالعه فرانسيس گالتون بعدها توسط كارل پيرسون توسعه پيدا كرد.

*        چه كسي براي نخستين بار اصطلاح «آزمون رواني» را به كار برد؟ جيمز مك كين كتل در سال 1980.

*        در 1904، بينه و يك روانپزشك به نام تئودور سيمون نخستين آزمون هوشي را در فرانسه ساختند.

*        يك روانشناسي امريكايي به نام لوييس ترمن، آزمون بينه را به انگليسي ترجمه و به كمك دانشگاه استنفورد كاليفرنيا در مورد كودكان آمريكايي ميزان كردن و آن را آزمون استنفورد – بينه ناميد.

*        لوييس ترمن اصطلاح هوشبهر (آي.كيو) را در آزمون استنفورد - بينه به كار بست كه به صورت خارج قسمت سن عقلي بر سن تقويمي تعريف شده و براي حذف ارقام اعشاري در عدد صد ضرب مي شد.

*        كدام آزمون براي سنجش افرادي كه در جنگ جهاني اول وارد ارتش امريكا مي شدند،‌ مورد استفاده قرار گرفت؟ آزمون ارتشي آلفا و بتا.

*        آرتور اُتيس در تدوين آزمون هاي ارتشي آلفا و بتا، براي نخستين بار پرسش هاي چند گزينه اي را به كار بست.

*        آزمون آلفا يك آزمون كلامي براي افراد باسواد و آزمون بتا يك آزمون از راه عمل و پانتوميم بود.

*        چرا بسياري از شركتهاي تجاري و سازمانهاي صنعتي در سالهاي مياني دهه 1920 استفاده از آزمون هاي رواني را كنار گذاشتند؟ زيرا به سبب شتابزدگي در تدوين آزمونها،‌ بسياري از آزمونهاي نامتعبر تهيه و منتشر شد كه نتايج حاصل از اجراي آنها مأيوس كننده بود.

*        از نظر كرنباخ كليه روشهايي كه در سنجش و ارزشيابي ويژگي هاي آدمي به كار مي روند بر دو فلسفه مهم استوارند: نظريه روان سنجي و نظريه طرح و هيأت كلي.

*        روش روانسنجي، جنبه هاي معيني از خصايص را بر اساس مقادير كمي و عددي برآورد مي كند.

*        نظريه روانسنجي، بر عقيده ثرندايك مبتني است كه مي گويد: اگر چيزي وجود داشته باشد داراي كميت است و آنچه كه داراي كميت است قابل اندازه گيري است.

*        روش طرح و هيأت كلي، در پي آن است كه تصويري جامع و توصيف كننده از ويژگي هاي آدمي به دست آورد.

*        تفاوت عمده نظريه روانسنجي و نظريه طرح و هيأت كلي در چيست؟ 1. مشخص بودن اقداماتي كه بايد انجام گيرد 2. كنترل واكنش ها و پاسخ ها 3. ثبت داده هاي اساسي 4. نمره گذاري 5. تعبير و تفسير نتايج.

*        آزمون وسيله اي است عيني و استاندارد شده كه براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار يا خصايص آدمي به كار مي رود.

*        مراد از اصطلاح عيني بودن در تعريف آزمون آن است كه روش اجرا و تعبير و تفسير آزمون بر اساس قواعدي معين و مشخص صورت مي گيرد و قضاوت و نظر شخصي در آنها بي تأثير است.

*        اصطلاح استاندارد شده در تعريف آزمون بدين معناست كه آزمون قبلا در مورد گروه نمونه اي از افراد مورد نظر در بوته آزمايش گذاشته شده و نتايج پژوهش هاي مربوط به آن از راه روشهاي آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و روايي و اعتبار آن تعيين شده است.

*        معرف بودن محتواي آزمون و قدرت تشخيص و پيش بيني آن بسته به دقت پرسشهاي آزمون و نسبت آن با نمونه هاي واقعي رفتار مورد نظر دارد.

*        مواد آزمونها بايد با رفتارهاي مورد پيش بيني مشابهت داشته باشد.

*        يكي از متغيرهاي بسيار مؤثر در نتايج آزمونهاي اجرا شده، عامل فرهنگي است.

*        طبقه بندي آزمونها به اين شرح است: ا. استاندارد شده در برابر معلم ساخته 2. گروهي در برابر فردي 3. سرعت در برابر قدرت 4. عملي در برابر كاغذ و مدادي (كتبي) 5. عيني در برابر ذهني 6. ملاك مرجع در برابر گروه مرجع 7. وابسته به فرهنگ در برابر نابسته به فرهنگ 8. كلامي در برابر غير كلامي.

*        آزمونهاي استاندارد شده، دستورالعمل خاص و شيوه يكسان دارند،‌ در حاليكه آزمونهاي معلم ساخته براي ارزشيابي غير رسمي از آموخته ها و فاقد هنجار محاسبه شده هستند.

*        آزمون فردي آزموني است كه توسط يك اجرا كنندة تعليم ديده،‌ هربار در مورد يك آزمودني اجرا مي شود.

*        آزمون وكسلر، استنفورد – بينه، رُرشاخ و آزمون اندريافت موضوع از جمله آزمونهاي فردي و ‌آزمون ريون يك آزمون گروهي است.

*        آزمون سرعت آزموني است كه آزمودني بايد در زماني محدود و معين،‌ هر اندازه كه مي تواند به سوال هاي ‌آن پاسخ بدهد.

*        آزمون قدرت آزموني است كه در آن آزمودني بايد در زمان غير محدود يا در زمان نسبتا زياد،‌ وسعت دانش و ميزان درك و فهم و مهارت خود را در پاسخ دادن به پرسشها نشان دهد.

*        در كدام دسته از آزمونها سطح دشواري همه سوالها تقريبا يكسان است؟  آزمون سرعت.

*        سوالهاي آزمون قدرت،‌ برخلاف آزمون سرعت از آسان به مشكل تنظيم مي شود.

*        فراخناي حافظه براي يادآوري اعداد يك رقمي پس از يك بار شنيدن آنها، نمونه اي از آزمون مستقل از فرهنگ به شمار مي رود.

*        آزمونهاي استعداد به منظور اندازه گيري قابليت و توانايي بالقوه آدمي در جهت پيشرفت آينده در زمينة معيني تهيه مي شوند.

*        وجه تمايز اين دو نوع آزمون در مرحله نخست از نقطه نظر هدفهاي آنهاست تا محتوا ؟ آزمون استعداد و آزمون اندازه گيري پيشرفت تحصيلي.

*        از يك نظر همه انواع آزمونها از آنجا كه آموخته هاي گذشته را اندازه گيري مي كنند، در حقيقت آزمونهاي پيشرفت به شمار مي روند.

+      توسط مدير سايت  |