پایگاه تخصصی مشاوره ايران

برجسته سازي نكات كليدي و كاربردي در زمينه روانشناسي و علوم تربيتي

فرويد و مكتب روانكاوي 1

*        زيگموند فرويد در سال 1856 متولد و در سال 1939 نيز فوت شد.

*        از زاويه مكاني، فرويد شخصيت انسان را به 3 بخش عمده تقسيم مي‌كرد: 1. بخش هوشيار شخصيت، 2. بخش نيمه‌هوشيار شخصيت و 3. بخش ناهوشيار شخصيت.

*        بخش هوشيار شخصيت عبارتست از مجموعه اطلاعاتي كه در حال حاضر حاضر در ذهن ما وجود دارند.

*        بخش نيمه‌هوشيار شامل مطالبي مي‌باشد كه در حال حاضر در ذهن، حاضر و زنده نيستند، ولي اگر اندكي كوشش كنيم بخوبي به ياد مي‌آيند.

*        عبارت «در سر زبانم است» (يعني اگر اندكي فكر كنم خود به خود به يادم مي‌آيد)، به بخش نيمه‌هوشيار شخصيت در نظريه فرويد اشاره دارد.

*        بخش ناهوشيار شخصيت شامل مواد و مطالبي مي‌باشد كه ما از آنها هيچ اطلاعي نداريم و توانايي به خاطر آوردن آنها را نيز نداريم.

*        مطالبي كه در بخش ناهوشيار شخصيت انسان قرار دارند از طريق فن تداعي آزاد و تعبير رويا و در كل روانكاوي قابل شناسايي مي‌باشند.

*        فرويد روان آدمي را به كوه يخي تشبيه مي‌نمود كه در آب دريا شناور است و اشاره مي‌نمود از اين كوه يخي فقط بخش كوچكي از ‌آب بيرون است ولي قسمت اعظم اين كوه يخي در زير آب پنهان مي‌باشد. آن بخشي كه از آب بيرون مي‌باشد بخش خودآگاه شخصيت ناميده مي‌شود ولي قسمتي كه در اعماق آب نهان مي‌باشد قسمت ناهوشيار شخصيت ناميده مي‌شود.

*        فرويد معتقد بود بيش از دو سوم شخصيت انسان حالت ناهوشيار دارد و فقط يك سوم آن حالت ناهوشيار را دارا مي‌باشد.

*        فرويد معتقد بود نيروي اساسي كه در درون شخصيت انسان وجود دارد، نيروي غرايز مي‌باشد؛ يعني انرژي غريزي اساس تمام رفتارهاي انسان را تشكيل مي‌دهد.

*        طبق نظر فرويد غرايز به دو نوع تقسيم مي‌شوند: 1. غريزه اروس (يا غريزه زندگي و ميل جنسي) 2. غريزه تاناتوس (يا غريزه مرگ و پرخاشگري).

*        اساس نظريه شخصيت فرويد بر تعارض ناهوشيار بين تكانه‌هاي جنسي و پرخاشگري فرد و مقرراتي كه جامعه براي كنترل كردن اين تكانه‌ها وضع كرده است و مكانيزم‌هاي دفاعي كه اين تكانه‌ها را به گونه‌اي كنترل مي‌كند (كه امكان ارضاء بي‌خطر نيز براي آنها فراهم مي‌سازد)، قرار دارد.

*        راه‌ها و روش‌هايي كه فرد براي جلوگيري از ظهور تمايلات غريزي و فشارهاي «فراخود» به كار مي‌برد، براي اينكه از خودش در برابر اضطراب محافظت كند، مكانيزم‌هاي دفاعي ناميده مي‌شود.

*        نيروي غرايز زندگي در نظريه فرويد،‌ »ليبيدو» ناميده مي‌شود.

*        فرويد معتقد است در هر يك از مراحل رشد رواني- جنسي،‌ انرژي ليبيدو بر روي يكي از اندام‌هاي بدن متمركز مي‌گردد.

*        فرويد اشاره مي‌كند ارضاي بيش از حد انرژي ليبيدو، محروميت و عدم ارضاء انرژي ليبيدو نيز باعث تثبيت مي‌گردد.

*        منظور از تثبيت اين است كه اگر انرژي فرد در هر مرحله‌اي باقي بماند،‌ باعث مي‌شود كه،‌ اولا رشد شخصيت فرد متوقف گردد،‌ ثانيا رفتارهاي فرد در بزرگسالي نيز مطابق با همان رفتارهايي خواهد بود كه در آن تثبيت شده است،‌ يعني مثلا فرد به جاي اينكه رفتارهايي را نشان دهد كه نشان‌دهنده يك فرد بزرگسال است،‌ رفتارهايي را نشان مي‌دهد كه نشان‌دهنده رفتار يك كودك خردسال مي‌باشد.

*        از نظر فرويد فرد سالم كسي است كه انرژي ليبيدو او در هيچ مرحله‌اي تثبيت نشده است.

*        مراحل رشد رواني- جنسي از نظر فرويد را نام ببريد؟ 1. مرحله دهاني (تولد تا 18 ماهگي) 2. مرحله مقعدي (18 ماهگي تا 3 سالگي) 3. مرحله فاليك ( سه تا شش سالگي) 4. مرحله كمون (پنج تا دوازده سالگي) 5. مرحله تناسلي.

*        دوره كمون را بسياري از روانشناسان از جمله مراحل رشد رواني- جنسي به شمار نمي‌آورند.

*        در مرحله دهاني انرژي ليبيدو بر دهان متمركز است،‌ يعني نوزاد از فعاليت‌هاي مربوط به دهان از قبيل مكيدن پستان لذت مي‌برد.

*        مرحله دهاني به دو قسمت تقسيم مي‌شود: 1. مرحله جذب دهاني 2. مرحله پرخاشگري دهاني.

*        در مرحله دهاني، نوازش بيش از اندازه از جانب والدين سبب ايجاد خوشبيني،‌ ساده‌لوحي و از خودراضي بودن كودك مي‌گردد؛ از طرف ديگر محروميت بيش از اندازه باعث ايجاد بدبيني و بدگماني در كودك مي‌گردد.

*        در مرحله مقعدي، فعاليت‌هاي مقعدي باعث ايجاد لذت در كودك مي‌گردد (يعني ليبيدو در معقد متمركز شده است). در اين مرحله كودك از فعاليت‌هاي مربوط به دفع و تخليه، لذت مي‌برد.

*        نحوه برخورد والدين در مرحله مقعدي رشد كودك به دو دسته تقسيم مي‌شود: 1. والدين پرتوقع: خيلي زود آموزش توالت را آغاز مي‌كنند و از كودك انتظار دارند به زودي همه نكات مربوط با ياد بگيرد. از نظر فرويد در نتيجه چنين كودكي شخصيتي مقعدي پيدا خواهد كرد. 2. والدين بيش از حد نوازشگر: علاقه‌اي به آموزش توالت ندارند، كودك را تشويق مي‌كنند به سادگي رها كند و خود را مقيد به قاعده خاصي نكند؛ از نظر فرويد در نتيجه چنين كودكي داراي ويژگي‌هاي اخلاقي بخصوصي خواهد شد.

*        كودكاني كه در مرحله مقعدي رشد، والدين پرتوقع داشته اند، شخصيت معقعدي پيدا خواهند كرد در نتيجه گرايش به نگه‌داشتن در چنين افرادي زياد خواهد بود. اينها ويژگي‌هاي از قبيل خست، نظم و عدم ابراز احساسات را كسب خواهند نمود.

*        كودكاني كه در مرحله مقعدي رشد، والدين بيش از حد نوازشگر داشته اند،‌ ويژگي‌هاي اخلاقي از قبيل ولخرجي، بيان راحت احساسات، تندمزاجي، فرمانبرداري و بي توجهي به مقررات را كسب مي‌كنند.

*        تعارض عمده در مرحله مقعدي چيست؟ تعارض بين نهاد و خود.

*        چرا در مرحله مقعدي بين نهاد و خود تعارض اتفاق مي‌افتد؟ چون نهاد با توجه به اصل لذت، تمايل به تخليه مدفوع را دارد ولي قوانين و مقررات،‌ كودك را از اين امر برحذر مي‌دارند.

*        كودكان در مرحله مقعدي رشد باتوجه به تعارض بين نهاد و خود ممكن است دو نوع تيپ شخصيتي پيدا كنند: 1. تيپ منش تعاجمي مقعدي و 2. تيپ منش پذيرنده مقعدي.

*        تيپ منش تهاجمي مقعدي سعي مي‌كند اوامر و دستورات والدين را در زمينه آموزش توالت ناديده بگيرد و در نتيجه در زمان‌ها و مكان‌هايي تخليه مي‌كند كه از نظر والدين قابل قبول نيست.

*        تيپ منش پذيرنده مقعدي سعي مي‌كند با توجه به آموزش‌هايي كه والدين در زمينه توالت رفتن به آن داده‌اند عمل كند؛ يعني سعي مي‌كند خواسته‌هاي والدين را از راه نگهداري كامل مدفوع برآورده كند.

*        فرويد معتقد بود در مرحله فاليك رشد رواني- جنسي، هر دو جنس از سن 3 تا 6 سالگي علاقه زيادي به اندام‌هاي تناسلي خود دارند و به دفعات بيشتري استمناء مي‌كنند. دختر و پسر، به جنس مخالف خود بسيار علاقمند مي‌شوند و از طريق دكتربازي براي ارضاي كنجكاوي جنسي خود، يكديگر را معاينه مي‌كنند.

*        عقده اُديپ از ويژگي‌هاي كدام يك از مراحل رشد رواني- جنسي مي‌باشد؟ مرحله فاليك.

*        عقده اُديپ عبارتست از  ميل هر يك از بچه‌ها به تصاحب نمودن والد جنس مخالف.

*        دليل به وجود آمدن عقده اديپ در پسران و دخترانه با يكديگر متفاوت است.

*        طرد يا نوازشگري بيش از حد در مرحله فاليك از سوي والدين، باعث تثبيت كودك در اين مرحله مي‌شود.

*        طرد بيش از حد در مرحله فاليك باعث ايجاد خودانگاره منفي در كودك شده و در نتيجه صفات منفي از قبيل بيزاري از خود، سادگي و خجالتي بودن در كودك به وجود خواهد آمد.

*        نوازش بيش از حد از جانب والدين كودك در مرحله فاليك، سبب مي‌شود كه كودك ويژگي‌هايي از قبيل غرور، پررويي و  شيك‌پوشي را كسب كند.

*        حل عقده اديپ در دختران و پسران زماني اتفاق مي‌افتد كه آنها تمايلات نامشروع خود را نسبت به والد جنس مخالف سركوب كنند. وقتي عقده اديپ بدين ترتيب حل شود،‌ خود به خود «فراخود» در كودك رشد پيدا مي‌كند.

*        «فراخود» ميراث حل شده عقده اديپ در دختران و پسران است.

*        در مرحله كمون از مراحل رشد رواني- جنسي،‌ تمايل جنسي آشكار وجود ندارد و آرامش خاصي در كودك به چشم مي‌خورد.

*        در مرحله تناسلي، ليبيدو مجددا در ناحيه تناسلي متمركز مي‌شود؛ ولي تفاوت اين مرحله با مرحله قبل در اين است كه در مرحله فاليك،‌ ليبيدو متمركز به خود بود، اما در مرحله تناسلي كشش و تمايل جنسي فرد نسبت به جنس مخالف مي‌باشد.

*        فرويد معتقد است شخصيت ايده‌آل در روانكاوي، شخصيت تناسلي مي‌باشد.

*        شخصيت تناسلي شخصيتي است كه تمام تعارض‌هاي مراحل قبلي رشد رواني- جنسي را حل نموده است.

*        شخصيت تناسلي، حالت دگرجنس‌گرايي دارد.

*        شخصيت تناسلي، حالت وسواسي شخصيت مقعدي را ندارد،‌ در كار خودش توانمند است، تكبر شخصيت آلتي (فاليك) را ندارد.

*        شخصيت تناسلي، نوع‌دوست و سخاوتمند است و بدون اينكه از تمدن رنج ببرد اجتماعي و سازگار است.

+      توسط مدير سايت  |