نظريههاي مشاوره و رواندرماني 1
* راهنمايي، به منزله فعاليتي منظم و سازمانيافته، در سال 1908 ميلادي در شهر بستن ايالت ماساچوست امريكا به وسيله شخصي به نام فرانك پارسونز ، كه به پدر راهنمايي حرفهاي مشهور است، آغاز شد.
* فعاليت راهنمايي از ديدگاه نظري مبنايي بشردوستانه دارد و در صدد است به ديگران، به خصوص ستمديدگان جامعه، به معناي وسيع كلمه كمك كند و آلامشان را تسكين دهد.
* يكي از دلايل وجودي مشاوره و نيز راهنمايي، پيدايش افكار انساندوستانه و رسوخ روز افزون آن به داخل نظام تربيتي بود تا در رفع مصايب و مشكلات جامعه دانشآموزان بكوشد.
* مورد ديگر در لزوم راهنمايي، ضرورت اجتماعي آن است كه به اشكال مختلفي در جوامع بروز ميكند؛ هر قدر جامعه گستردهتر و از پيچيدگي بيشتري برخوردار باشد، ضرورت برقراري نظام راهنمايي، به منزله نهادي در داخل نظام تعليم و تربيت آن جامعه، بيشتر احساس ميشود.
* برخي از دلايل ضرورت مشاوره به طور خلاصه به اين شرح هستند: پيدايش افكار انساندوستانه، ضرورت اجتماعي در جوامع گسترده و پيچيده، تحول يك اجتماع از حالت ساده به پيچيده، تحول جوامع از حالت سنتي و ديكتاتوري به حالت دموكراسي و آزادي، توسعه علوم و... .
* راهنمايي با خلقت و مسأله آفرينش انسان در آميخته بوده ات و همراه با آفرينش انسان، ضرورت راهنمايي او هم مطرح شده است.
* مفهوم راهنمايي براي اولين بار در مذهب مطرح شده است و پيشوايان ديني اولين راهنمايان تاريخ بشري بودهاند.
* گاهي راهنمايي صرفا به معني نصيحت كردن، خواندن يك كتاب، يا مطالعه يك جدول و حل مشكل خويش از اين طريق است.
* تمام راهنماييها يك هدف كلي دارند و آن كمك به فرد است براي يافتن راه خود و رسيدن به درجات بالاتري از كمال و معرفت و آگاهي.
* در چارچوب تعليم و تربيت و روانشناسي، راهنمايي به معني مطالعه همه جانبه فرد است و در يك رابطه مبتني بر تعامل حسنه متقابل بين مراجع و مشاور انجامپذير است.
* مشاوره، قلب برنامه راهنمايي است و از خدمات بسيار اساسي آن است.
* مفهوم مشاوره محدودتر و روشنتر از مفهوم راهنمايي است.
* مشاوره و رواندرماني يك رابطه حسنه ياريدهنده است.
* رابطه حسنه، هسته اساسي كار است و ياري رساندن، هدف نهايي فرايند مشاوره و رواندرماني است.